وصیت برجسته امام باقر (علیه السلام)
ایت الله جوادی آملی
وجود مبارک امام باقر (ع) فرمود: عقائد و اخلاق و اعمالی که دارید؛ قبل از اینکه استخاره کنید، تفسیر کنید. ما گاهی بین دو تا کار مُخیّر یا مردّدیم. نمیدانیم کدام حق است، کدام باطل؛ کدام خیر است، کدام شرّ؛ کدام حَسن است، کدام قبیح؛ کدام سعادت بار است، کدام شقاوت آور. فرمود: شما عقايدتان، اوصافتان، اخلاقتان، اعمالتان، اقوالتان را چه آنهايی که متعارض دارد، چه آنهايی که متعارض ندارد، همه این امور را بر قرآن کریم عرضه کنید؛ اهل تفسیر باشید، نه استخاره!

خیلی به ما دستور «استخاره» ندادند. استخاره کردن دو قسم است؛ یک دعای مخصوص استخاره است که آن واقعاً اوّل و آخرش نور است و در دعای سیوسوم صحیفه سجادیه هست. هر کسی تصمیم گرفت یک کاری را انجام بدهد ولو به حسب ظاهر خیر است اما خیرش را از خدا بخواهد، همین طور وارد کار نشود! این یک دستور اکید اسلامی است و جزء سنن ماست و بسیار کار خوبی است. این دعای استخاره، یعنی طَلَبُ الخِیر. یعنی خدایا! من این کار را حالا فکر کردم، دیدم که به حسب ظاهر مصلحت است؛ دارم انجام میدهم. من که از عواقبش خبر ندارم، از همراهانش خبر ندارم؛ تو خیر مرا در این کار قرار بده. این استخاره، یعنی طَلَبُ الخِیر.
امّا آن استخاره که انسان قبل از اینکه فکر بکند، قبل از اینکه مشورت بکند، قبل از اینکه ارزیابی بکند؛ فوراً به قرآن تفأل بزند، این کار را خیلی به ما دستور ندادند! البتّه در موقع حیرت که انسان واقعاً متحیّر شد؛ آن یک راه دیگری است. بنابر این اولا آن دعای استخاره فراموشمان نشود، ثانیا اینکه در هر کاری فکر و تدبّر و مشورت و ارزیابی و تعقّل باشد و ثالثا اگر واقعاً متحیّر شدیم، ماندیم؛ نمیدانیم کدام کار برای ما صحیح است، کدام کار ناروا. آن وقت به قرآن استخاره میکنیم.
امّا وجود مبارک امام باقر (ع) فرمود: مهمتر از استخاره، «تفسیر» است. شما تمام کارهایتان را بر قرآن عرضه کنید؛ چه این آراء و اندیشهها متضارب و متعارض و مُتنافی و مختلف باشد، چه یک اندیشه. شما این را بر قرآن عرضه کنید، ببینید آیا مطالب قرآنی، معارف قرآنی، معانی قرآنی آن را امضا میکند یا نمیکند. بنابراین برای همه ما ـ حالا توده مردم که مقدورشان نیست ـ برای ماها که در حوزه و دانشگاه به سر میبریم، آشنايی با یک دوره از قرآن کریم میشود لازم.
حالا یک وقت است یکی کسی میشود علامه طباطبايی (رضوان الله علیه)، خُب آن جزء نوادر است. ولی اینکه خطوط کلّی قرآن را بفهمیم، ترجمهاش را بفهمیم، گزیده تفسیر را بفهمیم، به تفسیر روانی از او با خبر باشیم؛ این خیلی سخت نیست، خطوط کلّی قرآن را انسان بفهمد. وقتی این ترازو را فهمیدیم، آنوقت این عقايد را با این ترازو میسنجیم.
این که وجود مبارک امام باقر فرمود: خودتان را با قرآن بسنجید! یعنی آن بحث تنها مخصوص فقیه و اصولی نیست، مخصوص روایات متعارض یا روایت بیمعارض نیست! جمیع عقايد و شئون را، اخلاق و اوصاف و افعال را باید بر قرآن کریم عرضه کرد. خُب اگر کسی قرآن را نداند؛ وقتی ترازو را ندارد و نمیداند چه جوری ترازو را به کار ببرد، عقايد را با چه بسنجد؟ اخلاق را با چه بسنجد؟
برای شهادت امام باقر(ع) جامه مشکی پوشیدن خوب است، عزاداری خوب است، گریه کردن خوب است؛ ثواب دارد امّا اصل فرمایش حضرت را ما باید عمل بکنیم. فرمود: خودتان را چه در مسائل فردی، چه در مسائل جمعی بر قرآن عرضه کنید و با قرآن بسنجید. این از آن وصایای برجسته وجود مبارک امام باقر است.
حالا وجود مبارک امام باقر شهید شدند؛ ما باید این فکر را زنده نگه داریم. امام صادق (ع) اوّلین کسی است که دارد این را احیاء میکند؛ این فکر و روش را. وجود مبارک امام صادق اول دستور داد تا خودش زنده بود؛ آن اتاق مخصوص امام باقر را هر شب چراغ روشن میکردند. نگذاشت آن اتاق تاریک بماند. این یک نماد است. و گرنه خُب یک اتاقی که کسی نیست؛ چه روشن، چه تاریک؛ چه اثر دارد؟! میخواهد بگوید این فکر باید همیشه روشن باشد. خانهای که در او وجود مبارک امام باقر بود؛ تا من زندهام، باید او را روشن نگه دارم. یعنی این فکر را، این طرح را، این رهنمود را، این ارائه طریق را همیشه زنده نگه دارید.
خود امام باقر (ع) به وجود مبارک امام صادق (ع) دستور داد، فرمود: اُوقِفْ لِی مِنْ مالِی کَذا و کَذا (1)؛ از مال من، این دیگر بخش به ثلث بر میگردد؛ از مال من فلان مبلغ را بگیر، وقف بکن. برای اینکه برای من در مدت 10 سال در منا روضه خوانی کنند، عزاداری کنند. خُب منا، ایام عید است؛ شب عید قربان است، مراسم عید قربان است.
فرمود: مردم ـ شیعه و سنّی ـ اینها از راههای دور جمع میشوند. در مکه هر کسی مشغول اعمال خودش است و به فکر رفتن به عرفات و مشعر و منا است؛ آن دلهرهای که دارد، او را آرام نمیگذارد. واقعاً کسانی که حاجیاند، مخصوصاً در آن عصر؛ از راههای دور با آن صعبُ العبور بودن، آمدن؛ در مکه آرام نیستند. امّا وقتی که این دلهرهها و اضطراب رد شد، آمدند به عرفات و مشعر و منا و رَمی جمره کردند و حَلق کردند و از لباس اِحرام به در آمدند، یک فراغتی دارند. فرمود: 10 سال در منا برای من ندبه کنند. این نه برای آن است که اینها جمع بشوند آنجا، اشک بریزند! خب بسیاری از آنها سنّی بودند. شیعه در آنجا مثل الآن در اقلیّت بود. فرمود: آن سخنران میرود، میگوید: امام باقر چنین فرمود درباره فلان آیه چنین فرمود، درباره فلان حدیث چنین فرمود، درباره فلان مطلب کلامی چنین فرمود، درباره فلان مطلب فقهی چنین فرمود. نام مرا در منا زنده نگه بدارید. خب ما شیعیان آنهايیم! این نام را حفظ بکنیم، این مرام را حفظ بکنیم.
1. الکافی / ج5 / ص117
منبع: خبر
طائف الحسین (ع) | 8:1 - پنجشنبه پنجم آذر 1388
زندگی نامه امام حسین(علیه السلام)
از ولادت تا دوران جوانی
طلوع مهر
صبح روز سوم شعبان سال چهارم هجری، شهر مدینه میزبان کودک نورسیدهای بود که در خانهی فاطمه (سلام الله علیها) و علی (علیه السّلام) چشم به جهان گشود و بعدها به "سیّد الشهداء" ملقّب شد. این طفل نورسیده، دومین فرزند خانوادهای است که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) پس از نزول آیهی تطهیر، بارها آنها را با عنوان "اهل بیت نبوّت" مورد خطاب قرار داده و بر آنها سلام کرده بود.(مادر او فاطمه (سلام الله علیها)، دختر پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و یکی از برترین زنان تاریخ است که به جهت بلندی معرفت، فضایل اخلاقی و پاکی و طهارت، زبانزد خاصّ و عام بوده و خداوند در بیان شأن و جایگاه رفیعش، در قرآن مکرّر سخن گفته است. علی (علیه السّلام) نیز که دومین فرزند پسر خود را در آغوش میگرفت، اوّلین مسلمان(6)، برترین دانای دین(7)، وصیّ پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) (8)، شهسوار اسلام(9) و بالاترین سخنور عرب(10) است که سوابقی بی نظیر در ایثار و دفاع از دین خدا در سراسر دوران ظهور و گسترش دین اسلام دارد؛(11) تا آنجا که پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به دستور حضرت حق، بارها و بارها از او سخن گفته، او را ستوده و سرانجام او را به عنوان جانشین خود معرّفی کرده بود.

نام گذاری
در آن روز فرخنده، طفل را به محضر رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) آوردند. علی (علیه السّلام) آنچنان که وظیفه داشت و نیز به رسم ادب و احترام، از ایشان خواست که همچون فرزند نخست، نام گذاری این نورسیده را نیز بر عهده گیرند. پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) هم به امر الاهی(13) او را به نام فرزند هارون، "حسین" خواند.(14) نامی که معرّب نام عبری "شَبیر"، نام پسر کوچکتر هارون؛ جانشین موسی (علیه السّلام)؛ بود. محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و موسی، علی و هارون، شبر و حسن، شبیر و حسین؛ تشابهی که پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بعدها آن را در یک واقعهی بسیار مهمّ تاریخی یادآوری کرد و خطاب به علی (علیه السّلام) فرمود: "یا علی! جایگاه تو نسبت به من، نظیر جایگاه هارون نسبت به موسی است؛ با این تفاوت که سلسلهی پیامبران با من خاتمه مییابد."(15)
ریحانهی پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم)
حسین (علیه السّلام) دوران کودکی را در دامان پر مهر فاطمه (سلام الله علیها) و علی (علیه السّلام) و بیش از آن دو، در آغوش پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) گذراند. علاقه و توجّه رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به حسین (علیه السّلام) چنان بود که همهی اصحاب، از آن آگاه بودند. بارها و بارها این ابراز محبّت را به چشم خویش دیده و جملات ایشان را به گوش خود شنیده بودند.(16) در کتب حدیثی و تاریخی مختلف نیز گزارشهای فراوانی در این باره نقل شده است.
از جمله آمده است که روزی... بقیه متن را از طریق کلیک روی ادامه مطلب بخوانید
طائف الحسین (ع) | 16:52 - شنبه بیست و سوم آبان 1388
حکمت زیارت
زيارت، حضور عارفانهي عاشق در ديار معشوق، ديدار عاشقانهي زائر از سراي مزور، اظهار عشق و ارادت محبّ به محبوب، دلدادن صميمانهي دل داده در كوي دلدار، سرسپردن سرباز فداكار در پيش پاي سردار، اعلان فروتني ديندار در برابر دين و پيشوايان ديني و اذان ايمان و دينداري است.
زيارت،اعلام وفاداري صادقانهي مريد است به مراد،ابراز علاقه مطيع است به مطاع و اعلام خودفراموشي جان بركف مخلص است نسبت به جانان.
زيارت، عرضهي خويشتن بر ترازو و ابزار سنجش است، ايستادن در برابر آينه و معيار كمال و نشاني كوي كمال به انسان تعالي طلب است كه به كجا ميتوان رسيد.
زيارت، سفري مشتاقانه، آگاهانه و عاشقانه است كه از سراي دل آغاز ميشود، از راه دل عبور ميكند و سرانجام نيز در منزل دل به مقصد و مقصود ميرسد و بار بر زمين مينهد.

فلسفهي زيارت
تعظيم، تكريم، گرامي داشت و يادكرد انسانهاي شايسته، هنرمند، فرهيخته، فرهنگساز، نقشآفرين، مصلح، متحوّلكنندگان تاريخ و... و نيز زنده نگهداشتننام و ياد آنان پس از مرگ، لازمهي محبت، عشق و ارادت انسان به نيكيها و كمالات است و ريشه در فطرت و سرشت آدمي دارد.
طائف الحسین (ع) | 14:22 - پنجشنبه هشتم مرداد 1388
مراسم سوگواری حضرت اباعبدالله حسین (علیه السلام)

سخنران: حجت السلام شیخ رضا فتحی
مداح: مرتضی کیهان
زمان:۲ لغایت ۶ دی ماه از ساعت ۶:۴۵
مکان:خ ولی عصر (عج)-بالا تر از پل پارک وی- خ شهید فیاضی (فرشته)- خ نیلوفر-مریم غربی - بن بست یاس
طائف الحسین (ع) | 2:29 - شنبه بیستم تیر 1388
باسمه تعالی
آیه ولایت
«اِنّما وَلیّکم الله و رسوله والّذین آمنوا الّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون الزّکاة و هم راکعون»
«ولیّ شما تنها خدا و رسول او و کسانی که ایمان آوردهاند؛
همان کسانی که نماز را بر پا میدارند و در حال رکوع نماز زکات میپردازند، میباشند.» (سوره مائده، آیه 55)
بر طبق بینش اسلامی و بر پایه حکم عقلانی، آدمی مأمور به تبعیت و اطاعت همه جانبه از خالق خویش و پروردگار جهان است؛ چرا که انسان از ساعات و یا حتی دقایق بعدی عمر خویش آگاه نیست و در جزئیترین امور، نیازمند خداوند است؛ اما در مقابل، خداوندی که او را خلق نموده، حتی بر کوچکترین اسرار وجودی مخلوق خود واقف است و مقصد و منتهای حرکت او را نیز میداند. لذاست که عقل بشر، او را به درگاه او رهنمون میسازد؛ چرا که علاوه بر این مطالب، او بینیاز مطلق و غنی در تمام امور است و به مخلوقات خود کمترین نیازی ندارد، لذا جز خیر آدمی را نمیخواهد. اما این اطاعت در دیدگاه اسلام و قرآن کریم، تنها به خداوند منحصر نمیشود. بلکه به امر الهی و فرمان خداوند، یک مسلمان باید از وجود مقدس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان معصوم (علیهم السلام) نیز پیروی و تبعیت نماید. بنا بر این نگرش، تبعیت به طور مطلق و بدون قید و شرط تنها مختص خداوند است و بر طبق فرمان اوست که ما مأمور به اطاعت و پیروی از رسول اکرم و امامان معصوم در تمامی امور میباشیم. رفتار و گفتار آنان هم در تمامی امور، راهی را که به رضایت پروردگار و سعادت ابدی انسان منتهی میشود، مشخص مینماید. به این دلیل که در اعمال و رفتار آنان، هوا و هوس راهی ندارد و آنان به لطف خداوند و عنایت او، معصوم از هر خطا و اشتباه میباشند. بر طبق آموزههای اسلامی، به جز خداوند و به واسطه او رسول اکرم و امامان معصوم، آدمی نباید در برابر هیچکس و یا هیچ چیز دیگر به طور مطلق و بدون قید و شرط، مطیع و فرمانبردار باشد. منشأ آغازین اطاعت از خداوند و معصومین (همان گونه که ذکر گردید)، عقل بشری است؛ اما در ادامه و همراه با عقلانیت آدمی، این رابطه محبت نسبت به پروردگار است که آنرا تکمیل میکند. آن هنگام که انسان قدری بیشتر میاندیشد، خود را در دریای لطف و نعمتهای الهی غرق میبیند. او مییابد هر چه که دارد همه از خداوند است و علیرغم ناسپاسیهای فراوان آدمی، نه تنها لطف و مهربانی او قطع نگشته بلکه لحظه به لحظه نیز ادامه دارد. بنا بر این هر چه بیشتر سعی مینماید تا در مسیر اطاعت چنین پروردگار مهربانی، گام بر دارد. مسیری که جز به کمال و سعادت او، به چیز دیگری ختم نمیگردد.
طائف الحسین (ع) | 7:53 - شنبه سی ام خرداد 1388
مقام قرب حضرت زهرا (س) به خداوند

بالاترین مرحله قرب «فنا» است. «فنا» به معنى فراموش كردن همه چیز، و همه كس، و حتى فراموش كردن خویشتن در برابر خداوند است.
یعنى انسان به مرحلهاى برسد كه جهان هستى را جز سرایى نبیند، و عالم آفرینش را جز سایهاى كمرنگ مشاهده نكند. همه جا خدا را ببیند، و همه جا در جستجوى او باشد.
خویشتن را پروانهوار در آتش شمع وجود او بسوزاند، و هستى خویش را در هستى او محو و نابود ببیند.
یكى از آثار رسیدن به این مقام «تسلیم مطلق» در برابر اراده او است، آنچه او مىخواهد، بخواهد، و آنچه او مىپسندد، بپسندد. هم رضاى او رضاى خدا باشد، و هم رضاى خدا رضاى او .
و با در دست داشتن این معیار به سراغ مقام عرفان بانوى اسلام، فاطمه زهرا(علیهاالسلام) و قرب او در درگاه خدا مىرویم و این حقیقت را از زبان پیامبر بزرگ اسلام(صلی الله علیه و آله) مىشنویم:
در كتابهاى متعدد معروفى از اهل تسنن و در روایات متعدد و فراوانى آمده است كه پیغمبر به فاطمه زهرا(علیهماالسلام) فرمود:
«ان الله یغضب لغضبك و یرضى لرضاك»؛ خداوند به خاطر تو خشمگین مىشود و به خاطر رضاى تو راضى.
فاطمه(علیهاالسلام) پارهاى از وجود و هستى پیامبر(صلی الله علیه و آله) است، هم از نظر جسمى و هم روحى.
و نیز در جاى دیگر مىخوانیم: پیغمبر فرمود:
«فانما هى فاطمة بضعة منى یریبنى ما ارابها و یؤذینى ما آذاها»؛ «فاطمه پاره تن من است آنچه او را آزار دهد، مرا آزار مىدهد و آنچه او را به زحمت افكند، مرا به زحمت مىافكند.»
بدیهى است علاقه پدر و فرزندى هرگز نمىتواند چنین پدیدهاى را توجیه كند، زیرا پیغمبر به عنوان «رسول الله» چیزى را اراده نمىكند جز آنچه خدا اراده كند و هماهنگى و رضاى فاطمه با خشنودى و رضاى خدا و پیامبر دلیلى جز محو اراده او در اراده و خواست خدا ندارد.

این نكته شایان دقت است كه معمولا جمله «فاطمه بضعة منى»، به معنى فاطمه پاره تن من است تفسیر و ترجمه مىكنند، در حالى كه در این جمله سخنى از تن در میان نیست، بلكه مفهوم حدیث این است كه فاطمه(علیهاالسلام) پارهاى از وجود و هستى پیامبر(صلی الله علیه و آله) است، هم از نظر جسمى و هم روحى.
برگرفته از کتاب برترین بانوى جهان فاطمه زهرا(علیهاالسلام)، آیت الله مكارم شیرازى
طائف الحسین (ع) | 17:43 - جمعه هشتم خرداد 1388
برای دانلود مداحی ابتدا روی لینک مورد نظر کلیک راست کنید و گزینه ی (save target as) را انتخاب کنید.
فاطمه ام ابیها بهترین مادر دنیا حسن رستمی
هرچه در انتظارت نشستم نگفتم که چشم انتظارم حمید علیمی
می میرم برات برای تو و غم کربلات حمید علیمی
ایهاالناس ایها الناس شده ام مجنون عباس سید جواد ذاکر
می خوام امشب و بخونم واستون از سر احساس سید جواد ذاکر
اگر شدم دیونه ای مردم زمونه سید جواد ذاکر
یادش بخیر با بچه های کوچه مون محمود کریمی
علمدار اباالفضل محمود کریمی
عموی تشنگانم اخای مهربانم حسین فخری
ای با وفا عمو جان حسین فخری
کوثر خون تو می جوشد هنوز حسین فخری
بابا در دل آتش سوره کوثر را تماشا کن حسین فخری
طائف الحسین (ع) | 3:37 - سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
باسمه تعالي
با عرض سلام و احترام و تشكر فراوان از فرصتي كه در اختيار ما قرار دادهايد.
سوال: خواهشمند است براي شروع با معرفي خودتان بحث را آغاز نمائيم؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحيم
يا رب الحسين بحق الحسين اشف صدر الحسين بظهور الحجه.به همه دوستداران اميرالمومنين علي (ع)، سلام و عرض ارادت دارم. اميدوارم سؤالات شما خلاصه باشد و من هم خلاصه جواب بدهم تا انشاءالله در فرصت بعدي مفصلاً با هم صفائي داشته باشيم.

من محمود (عباس) كريمي فرزند نقي هستم كه در سال 1347 در يكي از محله هاي مذهبي تهران به دنيا آمدهام. شغلام آزاد و مرتبط با فعاليتهاي صنعتي ميباشد.
بنده در سال 1370 ازدواج نمودهام و داراي دو فرزند مي باشم، پسرم10 سال و دخترم 3 ساله ميباشد و ...
طائف الحسین (ع) | 23:10 - یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388
امام صادق (علیه السلام) به اسحاق فرمودند: ای اسحاق، بترس از خدا انگار که او را می بینی، و اگر تو او را نمی بینی ، او تو را می بیند. اگر گمان کنی که او تو را نمی بیند ، کافر شوی . و اگر بدانی که او تو را می بیند و باز معصیت او را کنی ، او را قرار دادی از پست ترین نظر کنندگان به خودت.
منبع: شرح چهل حدیث امام خمینی(ره)
طائف الحسین (ع) | 21:29 - جمعه چهاردهم فروردین 1388

آیت الحق سید علی قاضی طباطبایی

زندگینامه
ولادت
حاج سید علی آقا قاضی فرزند حاج سید حسین قاضی است. ایشان در سیزدهم ماه ذی الحجة الحرام سال 1282هـ.ق. از بطن دختر حاج میرزا محسن قاضی، در تبریز متولد شد و او را علی نام نهادند، بعد از بلوغ و رشد به تحصیل علوم ادبیه و دینیه مشغول گردید و مدتی در نزد پدر بزرگوار خود و میرزا موسی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی درس خواند.
پدر
پدر ایشان، سید حسین قاضی، انسانی بزرگ و وارسته بود که از شاگردان برجسته آیت الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی بود و از ایشان اجازه اجتهاد داشت. درباره ایشان گفته اند زمانی که قصد داشت سامرا را ترک کند و به زادگاه خویش تبریز باز گردد استادش میرزای شیرازی به وی فرمود در شبانه روز یک ساعت را برای خودت بگذار.
یک سال بعد چند نفر از تجار تبریز به سامرا مشرف می شوند و با آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی ملاقات می کنند؛ وقتی ایشان احوال شاگرد خویش را جویا می شود، می گویند: « یک ساعتی که شما نصیحت فرموده اید، تمام اوقات ایشان را گرفته، و در شب و روز با خدای خود مراوده دارند. »
تحصیلات
سید علی قاضی از همان ابتدای جوانی تحصیلات خود را نزد پدر بزرگوار سید حسین قاضی و میرزا موسوی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی آغاز کرد. پدرش به علم تفسیر علاقه و رغبت خاص و ید طولایی داشته است، چنانکه سید علی آقا خودش تصریح کرده که تفسیر کشاف را خدمت پدرش خوانده است. همچنین ایشان ادبیات عربی و فارسی را پیش شاعر نامی و دانشمند معروف میرزا محمد تقی تبریزی معروف به «حجة الاسلام» و متخلص به « نیر» خوانده و از ایشان اشعار زیادی به فارسی و عربی نقل می کرد و شعر طنز ایشان را که هزار بیت بود از بر کرده بود و می خواند.
ایشان در سال 1308هـ.ق. در سن 26 سالگی به نجف اشرف مشرف شد و تا آخر عمر آن جا را موطن اصلی خویش قرار داد.آیت الله سید علی آقا قاضی از زمانی که وارد نجف اشرف شد، دیگر از آنجا به هیچ عنوان خارج نشد مگر یک بار برای زیارت مشهد مقدس حدود سال 1330هـ ق به ایران سفر کرد و بعد از زیارت به طهران بازگشت و مدت کوتاهی در شهرری در جوار شاه عبدالعظیم اقامت گزید.

طائف الحسین (ع) | 18:11 - جمعه چهاردهم فروردین 1388

