تبليغاتX
هیئت طائفین الحسین(علیه السلام)
اللهمّ عجّل لولیّک الفرج

                                         حکمت زیارت
زيارت، حضور عارفانه‌ي‌ عاشق در ديار معشوق، ديدار عاشقانه‌ي‌ زائر از سراي مزور، اظهار عشق و ارادت محبّ به محبوب، دل‌دادن صميمانه‌ي‌ دل داده در كوي دل‌دار، سرسپردن سرباز فداكار در پيش پاي سردار، اعلان فروتني دين‌دار در برابر دين و پيشوايان ديني و اذان ايمان و دين‌داري است.
زيارت،اعلام وفاداري صادقانه‌ي‌ مريد است به مراد،ابراز علاقه‌ مطيع است به مطاع و اعلام خودفراموشي جان بركف مخلص است نسبت به جانان.
زيارت، عرضه‌ي‌ خويشتن بر ترازو و ابزار سنجش است، ايستادن در برابر آينه و معيار كمال و نشاني كوي كمال به انسان تعالي طلب است كه به كجا مي‌توان رسيد.
زيارت، سفري مشتاقانه، آگاهانه و عاشقانه است كه از سراي دل آغاز مي‌شود، از راه دل عبور مي‌كند و سرانجام نيز در منزل دل به مقصد و مقصود مي‌رسد و بار بر زمين مي‌نهد.

 


فلسفه‌ي‌ زيارت
تعظيم، تكريم، گرامي داشت و يادكرد انسان‌هاي شايسته، هنرمند، فرهيخته، فرهنگ‌ساز، نقش‌آفرين، مصلح، متحوّل‌كنندگان تاريخ و... و نيز زنده نگه‌داشتننام و ياد آنان پس از مرگ، لازمه‌ي‌ محبت، عشق و ارادت انسان به نيكي‌ها و كمالات است و ريشه در فطرت و سرشت آدمي دارد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 14:22  توسط طائف الحسین (ع)  | 

مراسم سوگواری حضرت اباعبدالله حسین (علیه السلام)

سخنران: حجت السلام شیخ رضا فتحی

مداح: مرتضی کیهان

زمان:۲ لغایت ۶ دی ماه از ساعت ۶:۴۵

مکان:خ ولی عصر (عج)-بالا تر از پل پارک وی- خ شهید فیاضی (فرشته)- خ نیلوفر            مریم غربی - بن بست یاس


+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 2:29  توسط طائف الحسین (ع) 

باسمه تعالی

آیه ولایت

 

«اِنّما وَلیّکم الله و رسوله والّذین آمنوا الّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون الزّکاة و هم راکعون»

«ولیّ شما تنها خدا و رسول او و کسانی که ایمان آورده‌اند؛

همان کسانی که نماز را بر پا می‌دارند و در حال رکوع نماز زکات می‌پردازند، می‎باشند.» (سوره مائده، آیه 55)

 

بر طبق بینش اسلامی و بر پایه حکم عقلانی، آدمی مأمور به تبعیت و اطاعت همه جانبه از خالق خویش و پروردگار جهان است؛ چرا که انسان از ساعات و یا حتی دقایق بعدی عمر خویش آگاه نیست و در جزئی‌ترین امور، نیازمند خداوند است؛ اما در مقابل، خداوندی که او را خلق نموده، حتی بر کوچکترین اسرار وجودی مخلوق خود واقف است و مقصد و منتهای حرکت او را نیز می‌‌داند. لذاست که عقل بشر، او را به درگاه او رهنمون می‌‌سازد؛ چرا که علاوه بر این مطالب، او بی‌نیاز مطلق و غنی در تمام امور است و به مخلوقات خود کمترین نیازی ندارد، لذا جز خیر آدمی را نمی‌‌خواهد. اما این اطاعت در دیدگاه اسلام و قرآن کریم، تنها به خداوند منحصر نمی‌‌شود. بلکه به امر الهی و فرمان خداوند، یک مسلمان باید از وجود مقدس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان معصوم (علیهم السلام) نیز پیروی و تبعیت نماید. بنا بر این نگرش، تبعیت به طور مطلق و بدون قید و شرط تنها مختص خداوند است و بر طبق فرمان اوست که ما مأمور به اطاعت و پیروی از رسول اکرم و امامان معصوم در تمامی امور می‌باشیم. رفتار و گفتار آنان هم در تمامی امور، راهی را که به رضایت پروردگار و سعادت ابدی انسان منتهی می‌‌شود، مشخص می‌‌نماید. به این دلیل که در اعمال و رفتار آنان، هوا و هوس راهی ندارد و آنان به لطف خداوند و عنایت او، معصوم از هر خطا و اشتباه می‌باشند. بر طبق آموزه‌های اسلامی، به جز خداوند و به واسطه او رسول اکرم و امامان معصوم، آدمی نباید در برابر هیچکس و یا هیچ چیز دیگر به طور مطلق و بدون قید و شرط، مطیع و فرمانبردار باشد. منشأ آغازین اطاعت از خداوند و معصومین (همان گونه که ذکر گردید)، عقل بشری است؛ اما در ادامه و همراه با عقلانیت آدمی، این رابطه محبت نسبت به پروردگار است که آنرا تکمیل می‌‌کند. آن هنگام که انسان قدری بیشتر می‌‌اندیشد، خود را در دریای لطف و نعمتهای الهی غرق می‌‌بیند. او می‌یابد هر چه که دارد همه از خداوند است و علیرغم ناسپاسی‌های فراوان آدمی، نه تنها لطف و مهربانی او قطع نگشته بلکه لحظه به لحظه نیز ادامه دارد. بنا بر این هر چه بیشتر سعی می‌‌نماید تا در مسیر اطاعت چنین پروردگار مهربانی، گام بر دارد. مسیری که جز به کمال و سعادت او، به چیز دیگری ختم نمی‌‌گردد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 7:53  توسط طائف الحسین (ع)  | 

مقام قرب حضرت زهرا (س) به خداوند

بالاترین مرحله قرب «فنا» است. «فنا» به معنى فراموش كردن همه چیز، و همه كس، و حتى فراموش كردن خویشتن در برابر خداوند است.

یعنى انسان به مرحله‏اى برسد كه جهان هستى را جز سرایى نبیند، و عالم آفرینش را جز سایه‏اى كمرنگ مشاهده نكند. همه جا خدا را ببیند، و همه جا در جستجوى او باشد.

خویشتن را پروانه‎وار در آتش شمع وجود او بسوزاند، و هستى خویش را در هستى او محو و نابود ببیند.

یكى از آثار رسیدن به این مقام «تسلیم مطلق» در برابر اراده او است، آنچه او مى‏خواهد، بخواهد، و آنچه او مى‏پسندد، بپسندد. هم رضاى او رضاى خدا باشد، و هم رضاى خدا رضاى او .

و با در دست داشتن این معیار به سراغ مقام عرفان بانوى اسلام، فاطمه زهرا(علیهاالسلام) و قرب او در درگاه خدا مى‏رویم و این حقیقت را از زبان پیامبر بزرگ اسلام‏(صلی الله علیه و آله) مى‏شنویم:

در كتاب‎هاى متعدد معروفى از اهل تسنن و در روایات متعدد و فراوانى آمده است كه پیغمبر به فاطمه زهرا(علیهماالسلام) فرمود:

«ان الله یغضب لغضبك و یرضى لرضاك»؛ خداوند به خاطر تو خشمگین مى‏شود و به خاطر رضاى تو راضى.

فاطمه‏(علیهاالسلام) پاره‏اى از وجود و هستى پیامبر(صلی الله علیه و آله) است، هم از نظر جسمى و هم روحى.

و نیز در جاى دیگر مى‏خوانیم: پیغمبر فرمود:

«فانما هى فاطمة بضعة منى یریبنى ما ارابها و یؤذینى ما آذاها»؛ «فاطمه پاره تن من است آنچه او را آزار دهد، مرا آزار مى‏دهد و آنچه او را به زحمت افكند، مرا به زحمت مى‏افكند.»

بدیهى است علاقه پدر و فرزندى هرگز نمى‎تواند چنین پدیده‏اى را توجیه كند، زیرا پیغمبر به عنوان «رسول الله» چیزى را اراده نمى‎كند جز آنچه خدا اراده كند و هماهنگى و رضاى فاطمه با خشنودى و رضاى خدا و پیامبر دلیلى جز محو اراده او در اراده و خواست خدا ندارد.

این نكته شایان دقت است كه معمولا جمله «فاطمه بضعة منى»، به معنى فاطمه پاره تن من است تفسیر و ترجمه مى‏كنند، در حالى كه در این جمله سخنى از تن در میان نیست، بلكه مفهوم حدیث این است كه فاطمه‏(علیهاالسلام) پاره‏اى از وجود و هستى پیامبر(صلی الله علیه و آله) است، هم از نظر جسمى و هم روحى.

 

برگرفته از کتاب برترین بانوى جهان فاطمه زهرا(علیهاالسلام)، آیت الله مكارم شیرازى


+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 17:43  توسط طائف الحسین (ع)  | 

برای دانلود مداحی ابتدا روی لینک مورد نظر کلیک راست کنید و گزینه ی      (save target as) را انتخاب کنید.

فاطمه ام ابیها بهترین مادر دنیا    حسن رستمی

هرچه در انتظارت نشستم نگفتم که چشم انتظارم      حمید علیمی

می میرم برات برای تو و غم کربلات    حمید علیمی

ایهاالناس ایها الناس شده ام مجنون عباس  سید جواد ذاکر

می خوام امشب و بخونم واستون از سر احساس  سید جواد ذاکر

اگر شدم دیونه ای مردم زمونه   سید جواد ذاکر

یادش بخیر با بچه های کوچه مون   محمود کریمی

علمدار اباالفضل  محمود کریمی

 

 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 3:37  توسط طائف الحسین (ع)  | 

باسمه تعالي

 با عرض سلام و احترام و تشكر فراوان از فرصتي كه در اختيار ما قرار داده‌ايد.

 سوال: خواهشمند است براي شروع با معرفي خودتان بحث را آغاز نمائيم؟

پاسخ: بسم الله الرحمن الرحيم

يا رب الحسين بحق الحسين اشف صدر الحسين بظهور‌ الحجه.به همه دوستداران اميرالمومنين علي (ع)، سلام و عرض ارادت دارم. اميدوارم سؤالات شما خلاصه باشد و من هم خلاصه جواب بدهم تا انشاءالله در فرصت بعدي مفصلاً با هم صفائي داشته باشيم.

 من محمود (عباس) كريمي فرزند نقي هستم كه در سال  1347 در يكي از محله‌‌ هاي مذهبي تهران به دنيا آمده‌ام. شغل‌‌‌ام آزاد و مرتبط با فعاليت‌هاي صنعتي مي‌باشد.

بنده در سال 1370 ازدواج نموده‌ام و داراي دو فرزند مي باشم، پسرم10 سال و دخترم 3 ساله مي‌باشد و ...                                                                          



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 23:10  توسط طائف الحسین (ع)  | 
 

امام صادق (علیه السلام) به اسحاق فرمودند: ای اسحاق، بترس از خدا انگار که او را می بینی، و اگر تو او را نمی بینی ، او تو را می بیند. اگر گمان کنی که او تو را نمی بیند ، کافر شوی . و اگر بدانی که او تو را می بیند و باز معصیت او را کنی ، او را قرار دادی از پست ترین نظر کنندگان به خودت.

منبع: شرح چهل حدیث امام خمینی(ره)


+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 21:29  توسط طائف الحسین (ع)  | 

آیت الحق سید علی قاضی طباطبایی

زندگینامه

ولادت
حاج سید علی آقا قاضی فرزند حاج سید حسین قاضی است. ایشان در سیزدهم ماه ذی الحجة الحرام سال 1282هـ.ق. از بطن دختر حاج میرزا محسن قاضی، در تبریز متولد شد و او را علی نام نهادند، بعد از بلوغ و رشد به تحصیل علوم ادبیه و دینیه مشغول گردید و مدتی در نزد پدر بزرگوار خود و میرزا موسی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی درس خواند.

پدر
پدر ایشان، سید حسین قاضی، انسانی بزرگ و وارسته بود که از شاگردان برجسته آیت الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی بود و از ایشان اجازه اجتهاد داشت. درباره ایشان گفته اند زمانی که قصد داشت سامرا را ترک کند و به زادگاه خویش تبریز باز گردد استادش میرزای شیرازی به وی فرمود در شبانه روز یک ساعت را برای خودت بگذار.
 یک سال بعد چند نفر از تجار تبریز به سامرا مشرف می شوند و با آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی ملاقات می کنند؛ وقتی ایشان احوال شاگرد خویش را جویا می شود، می گویند: « یک ساعتی که شما نصیحت فرموده اید، تمام اوقات ایشان را گرفته، و در شب و روز با خدای خود مراوده دارند. »

تحصیلات
سید علی قاضی از همان ابتدای جوانی تحصیلات خود را نزد پدر بزرگوار سید حسین قاضی و میرزا موسوی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی آغاز کرد. پدرش به علم تفسیر علاقه و رغبت خاص و ید طولایی داشته است، چنانکه سید علی آقا خودش تصریح کرده که تفسیر کشاف را خدمت پدرش خوانده است. همچنین ایشان ادبیات عربی و فارسی را پیش شاعر نامی و دانشمند معروف میرزا محمد تقی تبریزی معروف به «حجة الاسلام» و متخلص به « نیر» خوانده و از ایشان اشعار زیادی به فارسی و عربی نقل می کرد و شعر طنز ایشان را که هزار بیت بود از بر کرده بود و می خواند.

ایشان در سال 1308هـ.ق. در سن 26 سالگی به نجف اشرف مشرف شد و تا آخر عمر آن جا را موطن اصلی خویش قرار داد.آیت الله سید علی آقا قاضی از زمانی که وارد نجف اشرف شد، دیگر از آنجا به هیچ عنوان خارج نشد مگر یک بار برای زیارت مشهد مقدس حدود سال 1330هـ ق به ایران سفر کرد و بعد از زیارت به طهران بازگشت و مدت کوتاهی در شهرری در جوار شاه عبدالعظیم اقامت گزید.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 18:11  توسط طائف الحسین (ع)  | 
در خطبه۲۰ نهج البلاغه حضرت علی علیه السلام به غفلت و بی‌توجهی مردم پرداخته است و با بیان شرایط سخت پس از مرگ، انسان را از غفلت برحذر داشته است . حضرت می‌فرماید:

" فَإنَّكُمْ لَوْ عَایَنْتُمْ مَا قَدْ عَایَنَ مَنْ ماتَ مِنْكُمْ لَجَزِعْتُمْ وَ وَهِلْتُمْ، وَ سَمِعْتُمْ وَ اطَعْتُمْ؛ اگر مى‌دیدید آنچه را كه مردگانتان پس از مرگ دیده‌اند، بی‌تابى مى‌نمودید و وحشت و اضطراب بر شما چیره مى‌شد ."

حتما همه شما در قبرستان، هنگام دفن میتی حضور داشته‌اید. در آن حال فردی را نظاره‌گریم که تا ساعاتی قبل زنده بود و قادر به انجام هر کاری بود ولی اکنون به موجودی بی حرکت و خاموش تبدیل شده است . البته این حالات، ظاهر امر است چرا که در باطن اتفاقاتی در حال رخداد است که ما نمی‌بینیم و میّت آن وقایع را درک می‌کند. بر اساس روایات، در این حال آن فرد داد و فریاد هم می‌کند اما کسی نمی‌شنود. حضرت علی علیه السلام در این فراز به این نکته اشاره می‌کنند که شما که زنده هستید متوجه نمی‌شوید چه بر سر آن مرده می‌آید و اگر می‌دیدید به وحشت و اضطراب می‌افتادید.

حال این سوال پیش می‌آید که چرا انسان پس از مرگ دچار وحشت و اضطراب می‌شود؟!

به نظر می‌رسد که بنا بر آن فرمایش حضرت علی علیه السلام که مردم مردگانند و وقتی می‌میرند زنده می‌شوند؛ انسان پس از مرگ به هوشیاری می‌رسد و این هوشیاری برای او رنج‌آور و سخت می‌باشد. چرا که چیزهایی را که در طول زندگی خود شنیده و خوانده بود و نسبت به آن بی‌توجه بوده حال برایش عینیت یافته، ولی افسوس که دستش از دنیا کوتاه شده و زمان کاشتن پایان یافته و دیگر زمان درو کردن است .

از شواهد و منابع اسلامی چنین بر می‌آید که یکی از شدیدترین شکنجه‌های روح پس از جدایی از جسم، اینست که چرا در طول زندگی اعمال و فعالیتش اندک بوده است . چرا که چنین کسی، پس از مرگ شاهد تباهی زندگی خود خواهد بود و این حس تهی بودن برای فرد ترس و وحشت ایجاد می‌کند.    

اگر انسان متوجه مرگ و رفتن باشد برای به دست آوردن جاه و مقام، متوسل به دروغ، تهمت و آبرو ریختن مردم نمی‌شود . و هزاران گناه دیگر که متاسفانه انسان برای به دست آوردن این دنیای فانی مرتکب آن اعمال ناپسند می‌شود و خود را گرفتار درد و رنج و عذاب الهی در قبر و قیامت می‌نماید . 

" وَلَكِنْ مَحْجُوبٌ عَنْكُمْ مَا قَدْ عَایَنُوا وَ قَرِیبٌ ما یُطْرَحُ الْحِجَابُ ؛ ولى آنچه مردگانتان پس از مرگ دیده‌اند، اكنون از چشم شما پنهان است و به زودى پرده‌ها بالا خواهد رفت."

حضرت در این فراز به کسانی که زنده هستند هشدار می‌دهند که بدانید آنچه که اکنون مردگانتان دیده‌اند و شما نمی‌بینید به زودی برای شما نیز آشکار می‌شود. کنایه از این که بیدار باشید چون قرار نیست شما در این دنیا جاودان باشید بلکه نوبت مرگ شما هم می‌رسد و آنگاه پرده‌ها از مقابل چشمانتان فرو می‌افتد. اکنون که زنده هستید و فرصت اندوختن توشه دارید تلاش کنید که مسیر، سخت و فرصت کم است. بنا بر فرمایش حضرت علی علیه السلام فرصت‌ها همانند ابر در گذرند. زود باشد که بانگ برآید که باید بروی.

حضرت در این فراز به کسانی که زنده هستند هشدار می‌دهند که بدانید آنچه که اکنون مردگانتان دیده‌اند و شما نمی‌بینید به زودی برای شما نیز آشکار می‌شود. کنایه از این که بیدار باشید چون قرار نیست شما در این دنیا جاودان باشید بلکه نوبت مرگ شما هم می‌رسد و آنگاه پرده‌ها از مقابل چشمانتان فرو می‌افتد.

" وَ لَقَدْ بُصِّرْتُمْ إنْ ابْصَرْتُمْ، وَ اسْمِعْتُمْ، إنْ سَمِعْتُمْ، وَ هُدِیتُمْ إنِ اهْتَدَیْتُمْ ؛ آن حقایق را به شما نیز نشان دادند، ولى دیدن نخواستید و به گوش شما رسانیدند، ولى شنیدن نخواستید. راه را به شما نمودند، ولى ره یافتن نخواستید.

بِحَقِّ اقُولُ لَكُمْ: لَقَدْ جَاهَرَتْكُمُ الْعِبَرُ، وَ زُجِرْتُمْ بِمَا فِیهِ مُزْدَجَرٌ، وَ مَا یُبَلِّغُ عَنِ اللَهِ بَعْدَ رُسُلِ السَّمَاءِ إلا الْبَشَرُ ؛ 

به حق مى‌گویم كه :

عبرت‌ها و اندرزها بر شما آشكار بود و از آنچه مى‌باید دورى جویید شما را منع كردند و پس از ملائكه، كه رسولان آسمان‌اند، جز انسان فرمان خداوند را ابلاغ ننماید."

حضرت در این فراز از خطبه به این نکته اشاره می‌کنند که آن حقایق پشت پرده از طریق پیامبر و امام برای شما گفته شد ولی گوش ندادید و به آن توجه نکردید و به دنبال هوا و هوس و پاسخگویی خواهش‌های نفسانی خود بودید.

آیا هیچ فکر کرده‌اید که چرا رفتن به قبرستان مستحب شمرده شده است؟!

آیا به این سیره رسول اکرم صلی الله علیه و آله توجه کرده‌اید که چرا در تشییع جنازه و مراسم تدفین، حتما شرکت می‌کردند؟!

بنا بر آن فرمایش حضرت علی علیه السلام که مردم مردگانند و وقتی می‌میرند زنده می‌شوند؛ انسان پس از مرگ به هوشیاری می‌رسد و این هوشیاری برای او رنج‌آور و سخت می‌باشد. چرا که چیزهایی را که در طول زندگی خود شنیده و خوانده بود و نسبت به آن بی‌توجه بوده حال برایش عینیت یافته، ولی افسوس که دستش از دنیا کوتاه شده و زمان کاشتن پایان یافته و دیگر زمان درو کردن است .

چون این موارد به انسان یادآوری می‌کند که این دنیا محل گذر است و قرار نیست کسی در این دنیا بماند، و روزی هم نوبت به ما می‌رسد. اگر در مسئله مرگ تامل داشته باشیم قطعا نسبت به اعمال و رفتارمان دقت خواهیم داشت و شاهد این همه ظلم و ستم و جنایت نخواهیم بود. وقتی انسان به این مورد توجه و یقین داشته باشد که روزی از این دنیا خواهد رفت و باید پاسخگوی اعمالش باشد دیگر از هر راهی به دنبال ثروت اندوزی نمی‌رود و فقط از راه حلال کسب درآمد می‌کند.

اگر انسان متوجه مرگ و رفتن باشد برای به دست آوردن جاه و مقام، متوسل به دروغ، تهمت و آبرو ریختن مردم نمی‌شود. و هزاران گناه دیگر که متاسفانه انسان برای به دست آوردن این دنیای فانی مرتکب آن اعمال ناپسند می‌شود و خود را گرفتار درد و رنج و عذاب الهی در قبر و قیامت می‌نماید . 

 

منبع:

نهج البلاغه، خطبه 20، ترجمه عبدالحمید آیتی(برگرفته از سایت تبیان)


+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 15:45  توسط طائف الحسین (ع)  | 
امام حسن عسکری علیه السلام در سال 232 هجری در مدینه چشم به جهان گشودند. ایشان مانند دیگر ائمه علیهم السلام تحت ظلم و جور حکام وقت قرار داشته و سخت‌ترین روزها را زیر نظر چند تن از خلفای غاصب عباسی گذراندند. معتز عباسی، پس از تصدی خلافت، امام را شدیداً زیر نظر قرار داد و چند بار ایشان را روانه‌ زندان کرد و به دست صالح بن وصیف (زندانبان) سپرد. صالح که از دشمنان اهل بیت علیهم السلام بود، فرصت را غنیمت شمرد و افرادی پست را در زندان بر امام گماشت تا حضرت را آزار دهند.

شیخ مفید روایت کرده است که: زمانی که امام حسن عسکری علیه السلام زندانی بودند، چند نفر از عباسیان نزد صالح بن وصیف آمده و به او گفتند: بر او سختگیری کن و هر چه می‌توانی او را در تنگنا قرار بده!.

صالح در پاسخ گفت: من دو تن از بد نهاد ترین انسانها را که سراغ داشته‌ام، براو گماشته‌ام ولی آن دو هم اکنون اهل نماز و روزه شده و در عبادت، به مقام بزرگی نایل گشته‌اند.

آل عباس از صالح خواستند که آن دو را بیاورد. پس از حضور آن دو، آنها را تهدید و توبیخ کردند که چرا بر امام سختگیری نمی‌کنید؟

آن دو نفر گفتند: درباره مردی که روزها را روزه می‌گیرد و تمام شب را به عبادت می‌پردازد چه بگوییم؟ او با کسی حرف نمی‌زند و به چیزی جز عبادت مشغول نیست و هر وقت به او نگاه می‌کنیم، بدن ما می‌لرزد و چنان می‌شویم که مالک نفس خویش نیستیم.

عباسیان که این سخنان را شنیدند، در کمال خجلت و ذلت بازگشتند.

منبع: کتاب ارشاد شیخ مفید، جلد 2، صفحه 334.( برگرفته از سایت تبیان)


+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 15:25  توسط طائف الحسین (ع)  |